|
مروری بر روان شناسی...
|
جویدن ناخن یک اختلال و واکنش روانی است که در کودکان معمولاْ در سنین خردسالی ۵-۴ سالگی آغاز می شود . علت ناخن جویدن در این سنین اغلب ناشی از هیجانات و اضطراب ها می باشد . ناخن جویدن همینطور می تواند روشی برای ابراز دلگیری ها و دلخوری ها ، دلواپسی و یا جلب توجه باشد . گاهی کودکان این عمل را از والدین یاد میگیرند و گاهی هم به علت اضطراب و استرس به ناخن جویدن روی می آورند . ناخن جویدن می تواند باعث بروز مشکلاتی از قبیل کاهش اعتماد به نفس شود به این صورت که کودکانی که ناخن می جوند اغلب در نزد همسالان خود دستانشان را مخفی می کنند و این موضوع باعث خجالت آنها می شود.
در هر حال ناخن جویدن یک اختلال محسوب می شود و از بین بردن آن در دوران کودکی آسان تر می باشد زیرا این مسئله ممکن است تا بزرگسالی ادامه داشته باشد و بعد ها به صورت یک عادت در آید. بهترین شیوه پیدا کردن منبع استرس در کودک می باشد و با رفع آن مسئله ناخن جویدن می تواند به راحتی کنار گذاشته شود .
در زیر توصیه هایی برای جلوگیری از این عمل آورده شده است :
۱- کوتاه کردن ناخنها
ناخنهای کوتاه شده لزوم کمتری دارند که جویده شوند . سعی کنید که هر چند روز یک بار ناخنهایش را بگیرید و سوهان بزنید که حتی نتواند تکه های کوچک ناخن را به دندان بگیرد.
۲- منحرف کردن حواس در هنگام ناخن جویدن
سعی کنید حواس کودک را در هنگام این عمل پرت کنید . از او کارهایی بخواهید که مجبور شود از انگشتانش استفاده کند مثل : درست کردن یک کاردستی یا کشیدن یک نقاشی.
۳- چسب زدن به روی انگشتان
شما می توانید چسبهای زخم رنگی به روی دستانش بزنید. به یاد داشته باشید تهدید، تنبیه ، پاشیدن فلفل و دارو به روی انگشتان نه تنها تاثیری ندارد بلکه می تواند مشکلات را تشدید کند. مخصوصا بچه های کوچکتر نمی توانند دلیل اینکه انگشتانشان بدمزه است را بفهمند و این راه حل نمی تواند به آنها کمک کند.
همینطور سعی کنید هرگز بچه ها را نترسانید به عنوان مثال اینکه اگر ناخنت را بخوری درخت ناخن در شکمت رشد می کند یا اینکه ممکن است بدون اینکه بداند انگشتش را بخورد زیرا کودک شما ممکن است این گفته های شما را به طور واقعی احساس کند.
۴- به دنبال علت بگردید
شما بهتر است منتظر پاسخ کودکتان که چرا ناخن هایش را می جود نباشید و او را به خاطر انجام این عمل سرزنش نکنید. سعی کنید به دنبال علت باشید و توجه کنید که کودکتان در چه موقعیت هایی این عمل را انجام می دهد مثلا موقعی که می خواهد در مورد مسئله ی مهمی با شما صحبت کند و یا در هنگام تماشای فیلم های وحشتناک آیا از شما می ترسد و یا از مسئله ای واهمه دارد مثل مدرسه و امتحانات (در کودکانی که در سن مدرسه هستند) . جستجو کنید که چه چیزی باعث شده آرامش و امنیت او بهم بخورد. تلاش کنید آن را بیابید . این تلاش و کاوش شما برای پیدا کردن مشکل کودکتان و حل آن می تواند بزرگترین گام برای از بین بردن اختلال ناخن جویدن باشد.
مقاله از خانم م. پورفخریان (کارشناس روانشناسی بالینی)
برگرفته از سایت www.koodakan.org
"دل به اوج بسپار و فرصت پرواز را از پرنده جان دریغ مدار که ذات انسان در فرا رفتن است که ظهور می یابد نه در فرو ماندن"
حتماْ در برخورد با افراد مختلف ديده ايد که به گونه های مختلفی نظرات خود را بيان می کنند.عده ای نظرات خود را با احتياط و با تن پايين بيان ميکنند.عده ای به صورت غير مستقيم و عده ای نيز به صورت مستقيم و با صراحت نظرات خود را بيان می کنند.
ممکن است در تعريف ابراز وجود اين جمله به نظر بيايد:فرآيندی که در آن با توجه به ويژگيهای شخصيتی،فرد نشان می دهد که چيست و کيست.در اينجا ابراز وجود به معنای اينست که فرد چگونه با موقعيتهای فشار زا از طرف محيط، برخورد می کند.
هر کدام از ما در مقابل اتفاقاتی که در محيطمان است به گونه های مختلفی واکنش نشان می دهيم.درا ين ميان بعضی از افراد،مثلا وقتی که دوستشان حرف ناراحت کننده ای را به آنها می زنند،جواب نمی دهند يا اينکه صحبت او را می پذيرند.يا فردی که در معامله ای می داند که طرف مقابل دارد سر او کلاه می گذارد،هيچ نمی گويد و سريع از موضع خود عقب می نشيند و به صورت ناخودآگاه حتی از تجربه خود نيز استفاده نمی کند.احتمالا اين افراد برای اينکه نکند که فرد مقابل،از دست آنها ناراحت شود و او نيز بايد هميشه فردی باشد که ديگران از دستش راضی باشند،اينچنين رفتار می کنند.يا همين موضوع را مثلا می توان به ابراز نظر در مورد رفتار پدر و مادر،رئيس،يکی از اقوام،فروشنده،راننده تاکسی،همسر و ...تعميم داد.اينگونه طرز فکر،باعث می شود هميشه از علائق خود پا پس بکشيم و در نگرانی اينکه نکند اتفاق بدی بيفتد سير کنيم.اين افراد به مرور زمان اعنماد به نفس خود را از دست داده و خود را به صورت ناخودآگاه در اختيار ديگران قرار می دهند تا هر آنچه آنها می خواهند بشوند. اين به اين دليل است که عقيده دارند که آدم خوب،آدمی است که ديگران از دستش ناراحت نشوند.
به نظر شما تا کجا می توان اينگونه پيشرفت؟مطمئنا زمانی می رسد که ديگر طاقت شنيدن و هيچ نگفتن،يا ضرر کردن چند هزار يا چند ميليونی را نخواهيم داشت.شايد در اينگونه مواقع بهتر باشد،تعريف خود را از خوب و بد تغيير دهيم.يادمان باشد که ديگران از آدم خوب هم، به خاطر اينکه از حق خودش دفاع می کند ناراحت می شوند.اين دليل بر بد بودن نيست.کم کم و از جاهايی که می دانيم بهتر می توانيم شروع کنيم،سعی کنيم ناراحتی خود را(مثلا)از رفتار دوستمان بيان کنيم.به او بگوييم:فلانی،اگر ميشه در مورد حرفت بيشتر توضيح بده،چون اين حرفت منو ناراحت کرد.وقتی اين کار را امتحان کنيد خواهيد ديد،که به سرعت خود را جمع و جور خواهد کرد.بعد اين کار را به جاهايی که بيشتر خود را مجبور کرده ايد که تاکنون سختی بکشيد،منتقل کنيد.اين کار باعث خواهد شد از خود احساس رضايت کرده و اعتماد به نفس شما نيز بالا رود.ضمن اينکه هر اتفاقی شمارا ناراحت نخواهد کرد چراکه شما ياد گرفته ايد که با آن مقابله کنيد.کافيست کمی با تغيير فکر،شجاعت را تمرين کنيد.مطمئن باشيد هيچ آسيبی به شما وارد نمی شود.