|
مروری بر روان شناسی...
|
خود را بشناس و آنچه هستی باش ٬ بدان که در دنیا کسی مثل تو نیست ۰
" دیل کارنگی "
از دیدگاه روان شناسی ٬ منظور از مکاتب ٬ الگوهای فردی خاصی است که توجیه کننده رفتار آدمی با مفهوم و برداشت خاص خود می باشد. روانکاوی٬ انسان گرایی و رفتارگرایی از مکاتب مهم روان شناسی هستند که سه محور اصلی روان شناسی معاصر را تشکیل می دهند.
در اینجا به دیدگاه های این سه مکتب در مورد اینکه پیروان این مکاتب به چه کسانی سالم می گویند پرداخته می شود:
به نظر روانکاوان ٬ بهداشت روانی زمانی تضمین می شود که من با واقعیت سازگار شود و همچنین تکانش های غریزی نهاد به کنترل درآید و فرد بتواند بین سه عنصر شخصیت یعنی نهاد ٬ من و من برتر تعادل برقرار کند . بنابر این اگر بین این سه جزء شخصیت تعارض به وجود آید ٬ فرد احساس تنش می کند و برای حفظ خود ٬ ابزار هایی به وجود می آورد که به آنها مکانیسم های دفاعی می گویند.
از جمله مکاتب دیگر روان شناسی انسان گرایی است . این مکتب بر خلاف روانکاوی قبول ندارد که رفتار انسان به طور جبری بدون اراده و از طریق امیال و آرزوهای سرکوب شده دوران کودکی هدایت می شود بلکه معتقد است انسان می تواند بر سرنوشت خود اثر بگذارد یا حتی آن را کنترل کند، چون انسان آزاد است پس می تواند خوشبختی و بدبختی را به طور آزاد و با اراده خود تعیین کند.طبق دیدگاه انسانگرایی ٬ عمده ترین عاملی که فرد را به حرکت وا می داردنگرشی است که او به خود و دنیای اطراف خود دارد . یکی از مشهور ترین پیروان این مکتب ٬آبراهام مازلو٬ معتقد است نیاز های انسان متناسب با نیرومندی ٬ به پنج طبقه نیاز های زیستی ٬ ایمنی ٬ تعق و عشق٬ عزت نفس و خود شکوفایی تقسیم می شود . به نظر او بهداشت روانی به معنای ارضای نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشکوفایی است .
از جمله مکاتب دیگر ٬ می توان به رفتارگرایی اشاره کرد . پیروان این مکتب معتقدند ٬ بهداشت روانی به محرک ها محیط فرد وابستهاست و بر سازگاری فرد با محیط تاکید دارد . این مکتب معتقد است ٬ رفتار ناسالم نیز مانند سایر رفتارهاآموخته می شود. از پیرواناین مکتب می توان به پاولف ٬ واتسون و اسکینر اشاره کرد که بر شرطی شدن رفتار بر بازتاب و تقویت تاکید دارند .
منبع : روزنامه سلامت
تولستوی
خانواده جايگاه مهمي در رشد شخصيت افراد دارد . اغلب افراد دچار مشكلات مختلف شخصيتي و رواني كه فاقد بهداشت و سلامت رواني هستند از خانواده هاي نا سالم برخاسته اند. از اين رو در تامين بهداشت رواني افراد ٬ خانواده جايگاه مهمي دارد و ضروري است راهكارهاي مناسب در تامين بهداشت رواني خانواده شناسايي و به مرحله اجرا گذاشته شود. در اين راستا ضروري است عواملي كه مخل بهداشت رواني خانواده ها هستند شناسايي و روشهاي مقابله با آنها توصيه گردد.روشن است عدم تامين بهداشت رواني خانواده ٬ تلاشهاي فردي براي رسيدن به اهداف و پيشرفتهاي فردي و اجتماعي را با مانع روبرو خواهد ساخت.
عوامل خانوادگي مؤثردر بهداشت رواني
شيوه هاي ارتباطي موجود در خانواده
خانواده هاي سرد و فاقد روابط گرم و محبت آميز ٬ خانواده هاي داراي روابط خصومت آميز ٬ شيوه هاي ارتباطي شديداً وابسطه معمولاً نا سالم گزارش شده اند. برقراري شيوه ارتباطي منطقي ٬محترمانه و در عين حال گرم و صميمانه مد نظر متخصصان بهداشت رواني خانواده است.
مهارتهاي زندگي اعضاي خانواده و نقش آن در بهداشت رواني خانواده
لازم است تك تك اعضاي خانواده با مهارتهاي لازم براي زندگي آشنا باشند. پدران و مادران كه فاقد مهارتهاي مفيد زندگي هستند با عدم تامين الگوي مناسب براي فرزندان مشكلاتي را براي آنها فراهم مي كنند.به عنوان مثال كودكي كه همواره ديده است والدين او در مقابل ناملايمات زندگي با پرخاشگري و منازعه برخورد ميكنند با احتمال بسيار بيشتري همين روش را در مسائل مربوط به خود در خانواده و حتي در بيرون از خانواده به كار خواهد بست.
اقتصاد خانواده و نقش آن در بهداشت رواني خانواده
مشكلات اقتصادي اغلب موجب به وجود آمدن مشكلات ديگري براي خانواده مي شوند و خانواده ناچاراً با معنويات و محروميت هايي در سبك هاي زندگي و تصميم گيري مواجع مي شود كه مجبور است با آنها دست و پنجه نرم كند. تحقيقات نشان مي دهد كه اغلب شرايط نا مناسب در فضاي خانواده اعم از منازعه و ساير مسائل در شرايط ركود اقتصادي خانواده كه خانواده با نوعي بحران اقتصادي مواجه است ٬ افزايش مي يابد. همچنين تلاش وتقلا براي بالابردن درآمد خانواده و حفظ آن با تحت تاثير قرار دادن گرمي و صميميت روابط خانواده ٬ كاهش مدت زمان باهم بودن اعضا نقش منفي خود را اعمال مي كند.
ازدواج هاي مناسب در تامين بهداشت رواني خانواده
در تشكيل يك خانواده سالم كه بتواند از بهداشت رواني خوبي بهره مند گردد انتخاب مناسب و ازدواج موفق در مرحله اوليه است. لازم است در ازدواج كه اولين مرحله تشكيل خانواده به شمار مي رود و پايه هاي اساسي تامين بهداشت رواني خانواده ريخته شود. در اين راستا توافق شخصيتي ٬ اقتصادي ٬ فرهنگي و فكري حائظ اهميت است كه توصيه مي شود با ياري از مشاوران و متخصصان امر صورت بگيرد. ازدواج هاي نا مناسب كه در آن همسران از عدم همخواني شخصيتهايشان رنج مي برند و يا مشكلات ديگري دارند٬ در طول زندگي مخل بهداشت رواني آنها و فرزندان خواهد بود.
انجمن مشاوره وروانشناسي خانواده
آن که می خواهد روزی پریدن آموزد نخست می باید ایستادن ٬ راه رفتن ٬ دویدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند .
نیچه
موسيقي درماني عبارت است از : کاربرد موسيقي و برنامه هاي موسيقي از جهت توان بخشي بيماران جسماني و رواني . از تعاريف گوناگوني که موسيقي درماني توسط مراکز و انجمن هاي متفاوت ارائه شده به نوعي هدف از ابداع و کاربرد موسيقي درماني به شکلي پويا بررسي شده است .
Nathonal Associaton Music
انجمن موسيقي درماني آمريکا موسيقي درماني را اين گونه تعريف مي کند : موسيقي درماني عبارت است از : استفاده و کاربرد موسيقي در جهت برخي اهداف درماني که مي تواند مواردي از جمله ايجاد تقويت و ساماندهي سلامت روحي و جسمي افراد را به دنبال داشته باشد ، است .
Australian Associaton for Music Therapy
انجمن موسيقي درماني استراليا موسيقي درماني را اين گونه تعريف مي کند که :
موسيقي درماني يعني استفاده بهينه از موسيقي در جهت برخي اهداف درماني و رفع نيازهاي عاطفي ذهني ، بدني و اجتماعي کودکان و بزرگسالان آسيب ديده که نياز به کمک دارند .
Association of Professional Music
انجمن حرفه اي موسيقي درمانگران :
موسيقي درماني را به عنوان ابزار و شبکه هاي ارتباطي براي ايجاد رابطه متقابل بين بيمار و درمانگر از راه موسيقي و نشانه هاي موسيقيايي تعريف مي کند که مي تواند هم در وضعيت بيمار و هم در شيوه درمان تغييراتي ايجاد کند .
در موسيقي درماني دو روش فعال و غير فعال رواج فراواني دارد .
روش غير فعال ، شنيدن موسيقي و روش فعال نواختن ، خواندن و حرکات موزون پيرامون موسيقي است . در روش موسيقي درماني غير فعال ، بيشترين تأثير و عملکرد در جهت برانگيختن و تأثير بر واکنش هاي عاطفي و ذهني است . در حالي که در روش موسيقي درماني فعال ، واکنش هاي مختلف عاطفي ، ذهني ، حسي و حرکتي تحريک و برانگيخته مي شوند .
برنامه و روش هاي موسيقي درماني ، متنوع و متناسب با نياز افراد تنظيم و تدارک ديده مي شود . محور هاي اصلي برنامه هاي موسيقي درماني مثل شنيدن موسيقي مناسب و آرام بخش که نواختن موسيقي در گروه هاي منظم و يا انفرادي ، خواندن آوازها ، ترانه هاي فردي و يا گروهي (کر) که حکات موزون پيرامون موسيقي و آهنگسازي و سرودن شعر و ترانه متناسب با نوع موسيقي است .
منبع : کاربرد هاي موسيقي درماني در روانپزشکي ، پزشکي و روانشناسي
کنفوسیوس