![]() |
![]() |
|
| مروری بر روان شناسی... |
به او نگوييد كه «دست بردار»؛ راههاي بهتري براي كنار آمدن با افسردگي وجود دارد.
پژوهشگران توصيه ميكنند؛ بهترين كاري كه ميتوان براي يك عضو خانواده، يا دوست افسرده انجام داد، كمك به تشخيص صحيح و درمان است. براي اين كار تشويق فرد به پيگيري درمان تا كاهش علايم بيماري ضروري است. در صورتي كه فرد بهبود نيافت بايد به دنبال راههاي درمان متفاوتي باشيد. گاهي لازم است وقتي براي ملاقات از پزشك بگيريد و همراه بيمار به مطب دكتر برويد. هم چنين دوستتان را تشويق كنيد تا از دستورات پزشكي طي دارو درماني پيروي كند. دومين اقدام مهم، نشان دادن حمايت عاطفي است. اين كار مستلزم همدلي، شكيبايي، محبت و ترغيب است. با فرد افسرده صحبت كنيد و با دقت به حرفهاي او گوش دهيد. احساساتي را كه بيان ميكند تحقير نكنيد اما واقعيتها را تذكر دهيد و به وي اميد دهيد. از علايم خودكشي غفلت نكنيد و آنها را به درمانگر او گزارش دهيد. دوستتان را به پياده روي، گردش، سينما و فعاليتها دعوت كنيد. اگر دعوت شما را رد كرد با ملايمت اصرار كنيد. وي را در فعاليتهايي شركت دهيد كه از آنها لذت ميبرد. مثل فعاليتهاي ورزشي، مذهبي، فرهنگي و اجتماعي. اما بيش از حد و به يكباره مسووليت برعهدهاش نگذاريد. دوست يا عضو خانواده شما به سرگرمي و مصاحبت نياز دارد، اما تقاضاهاي بسيار چه بسا حس شكست را در وي تقويت كند. دوستتان را به تعارض و يا تنبلي متهم نسازيد. از وي انتظار دست برداشتن از اين حالت را نيز نداشته باشيد. اين را در نظر داشته باشيد كه سرانجام بيشتر افراد با درمان بهبود مييابند و به او اطمينان دهيد كه با گذشت زمان و كمك گرفتن بهتر خواهد شد. اگر نميدانيد از چه كسي كمك بگيريد ميتوانيد به دفترچه راهنماي تلفن مراجعه كنيد و به دنبال عناوين سلامت روان، سلامت خدمات اجتماعي، پيشگيري از خودكشي، خدمات مداخله در بحران، خطوط ارتباط مستقيم، بيمارستانها يا روانشناسان بگرديد حتي در وب سايتها نيز ميتوانيد تلفن و آدرسي از اين دست را پيدا كنيد تا به شما كمك كنند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 تیر1387ساعت 12:44 توسط کشمیری |
|
|
يه سخنران معروف، سمينار خود را با بالا گرفتن يك 20 دلاری آغاز نمود. او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد : کی اين اسکناس 20 دلاری رو دوست داره؟ دست ها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت : من می خوام اين 20 دلاری رو به يکی از شما بدم. اما اول بذارين يه کاری بکنم. سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد : کسی هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد؟ باز دست ها بالا رفت.
او اينگونه ادامه داد : خب ، اگر من اينکار رو با اسکناس بکنم چی؟ و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد. سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت : هنوز کسی هست که اين 20 دلاری رو بخواد؟ اما هنوز دست ها در هوا بود. سخنران گفت : دوستان من ، همگی شما يک درس با ارزش فرا گرفتيد. شما بی توجه به اينکه من چه بلايی سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ چيز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار می ارزيد. خيلی از اوقات در زندگيمون ، ما بوسيله تصميم هايی که می گيريم و وقايعی که واسه مون پيش مياد ، پرتاب ، مچاله و به زمين ماليده می شيم . در اين جور مواقع احساس می کنيم که ارزش خود را از دست داده ايم. اما مهم نيست که چه اتفاقی افتاده يا خواهد افتاد ، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نميدهيد : تميز يا کثيف ، مچاله يا صاف ، باز هم شما از نظر اونايی که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادی دارين. ارزش زندگی ما با کارهايی که انجام می دهيم و افرادی که می شناسيم تعيين نمی گردد بلکه بر اساس اون چيزی که هستيم تعيين می شه... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 0:58 توسط کشمیری |
|
|
عصبانی شدن آسان است. همه می توانند عصبانی شوند ، اما عصبانی شدن در مقابل شخص صحیح،به میزان صحیح،در زمان صحیح،به دلیل صحیح و به طریق صحیح آسان نیست. ارسطو،اخلاقیات نیکوماخین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 23:1 توسط کشمیری |
|
|
1- خلاقیت می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات پیشین باشد . دراین صورت به طور عمده ، فکرها و ایده های گذشته اساس خلاقیت های تازه است . 2- خلاقیت امری است انحصاری و بیش تر حاصل تلاش فرد . بدین معنا فرد ممکن است چیزی را خلق کند که قبلا هیچ گونه سابقه ذهنی ازآن نداشته است ، اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملا یکسان ، قبلا توسط شخص دیگری در موقعیت خاصی خلق شده باشد . 3- خلاقیت امری است توسعه پذیر به عبارت دیگر ، همه افراد دارای توانایی خلاقیت هستند . 4- خلاقیت از طریق آزمایش ، تجربه و کنکاش رشد می کند . 5- خلاقیت از طریق حساسیت در درک مسائل ، قابل توسعه است . 6- اندیشه تخیلی و تفکر متفکرانه موجب برانگیختگی قدرت خلاقیت می شود . 7- خلاقیت با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است ، لذا برخورداری از اعتماد به نفس قوی برای رشد خلاقیت امری کاملا ضروری است . 8- خلاقیت ، کنجکاری و تمایل برای دانستن و تجربه امور تازه یا ناشناخته است ، لذا به کنجکاوی افراد، به خصوص کودکان ، باید بها داد . 9- اندیشه ها و اظهارات خلاق کودکان و دانش آموزان باید تشویق شود وزمینه ظهور آن فراهم آید 10- برای ظهور خلاقیت ، شرایط محیطی باید به گونه ای باشد که اشتباه کردن ، تجربه کردن و ریسک کردن درآن مجاز باشد . عوامل موثر درپرورش خلاقیت محیط مساعد برای ایجاد رفتارهای خلاق را می توان از راه های متفاوت به وجود آورد و باید آن را بر اساس اصولی که به رفتار خلاق منجر می شود و تحقیقات مختلف آن را تایید کرده است . بنا کرد . محیط یا جوی که به تحقق چنین هدفی می انجامد ، باید دارای سه عامل اصلی باشد که عبارتند از : 1- عامل فیزیکی 2- عامل عقلانی 3- عامل عاطفی برای رسیدن به این هدف ، به مورد زیر باید توجه داشت : 1- تشویق کودک به داشتن نظریه های نو 2- تشویق حس کنجکاوی کودکانه 3- توجه به خود شکوفایی 4- ایجاد اعتماد به نفس در کودک 5- آزادی روانی 6- عدم ارزشیابی فرد با معیارهای خارجی 7- پذیرش بدون قید و شرط کودک موانع رشد خلاقیت می تواند شامل موارد زیر باشد : عدم اعتماد به نفس ، محافظه کاری ، متعهد نبودن ، وابستگی و جمود فکری ، تمایل به هم زندگی و هم گونی ، عدم توانایی د رتحمل ابهام و تضاد ، عدم پیچیدگی ذهنی لازم برای بررسی مسائل ، عدم استفاده از دو نیمه کره مغز ، عدم تمرکز ذهنی ، مقاوم نبودن ، کم رویی و عدم انعطاف پذیری اضطراب ، تحقیر و خفقان که در ذیل به سه موارد زیر پرداخته شده است : 1 – اضطراب : هیچ چیز مثل اضطراب خلاقیت کش نیست . اضطراب روند فکری را مختل می کند ، جریان فکر را به یک نقطه ثابت می دوزد و از حرکت باز می دارد . به طوری که جریان فکری تمرکز خود را از دست می دهد . در سنین کودکی ، بچه ها اضطراب پذیرند . اضطراب به تدریج در کودکان شروع می شود و در دوره های بعدی و میانسالی ، یکی از عوامل آزاردهنده انسان به حساب می آید . 2 – تحقیر : مربیان و والدین این نکته را مد نظر داشته باشند که اگر کودک تحقیر شود ، نمی تواند از خود خلاقیت نشان دهد . تحقیر کردن یعنی جلو پرواز را گرفتن . تحقیر باعث می شود که جرات و جسارت از کودک سلب شود . تحقیر کردن به معنای کشتن شخصیت کودک است و در مجموع ، تحقیر یکی از عوامل بازدارنده خلاقیت کودکان محسوب می شود . 3 – خفقان : ترس و خفقان عاملی برای جلوگیری از تفکر و محرومیت کودک از تخیل و محرومیت او از خلاقیت است . مربیان و والدین باید در موقعیت هایی که به دست می آورند ، کودک را به دور از محیط خفقان آور ، مورد آموزش و تربیت قرار دهند . زیرا این امر فراهم آوردن زمینه های بروز خلاقیت در کودک است .
منبع khschool.ir |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 17:28 توسط کشمیری |
|
|
نوروز شد و بنفشه از خاک دمید بر روی جمیلان چمن نیل کشید کس را به سخن نمی گذارد بلبل در باغ مگر غنچه به رویش خندید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 فروردین1387ساعت 10:51 توسط کشمیری |
|
|
جویدن ناخن یک اختلال و واکنش روانی است که در کودکان معمولاْ در سنین خردسالی ۵-۴ سالگی آغاز می شود . علت ناخن جویدن در این سنین اغلب ناشی از هیجانات و اضطراب ها می باشد . ناخن جویدن همینطور می تواند روشی برای ابراز دلگیری ها و دلخوری ها ، دلواپسی و یا جلب توجه باشد . گاهی کودکان این عمل را از والدین یاد میگیرند و گاهی هم به علت اضطراب و استرس به ناخن جویدن روی می آورند . ناخن جویدن می تواند باعث بروز مشکلاتی از قبیل کاهش اعتماد به نفس شود به این صورت که کودکانی که ناخن می جوند اغلب در نزد همسالان خود دستانشان را مخفی می کنند و این موضوع باعث خجالت آنها می شود. در هر حال ناخن جویدن یک اختلال محسوب می شود و از بین بردن آن در دوران کودکی آسان تر می باشد زیرا این مسئله ممکن است تا بزرگسالی ادامه داشته باشد و بعد ها به صورت یک عادت در آید. بهترین شیوه پیدا کردن منبع استرس در کودک می باشد و با رفع آن مسئله ناخن جویدن می تواند به راحتی کنار گذاشته شود . در زیر توصیه هایی برای جلوگیری از این عمل آورده شده است : ۱- کوتاه کردن ناخنها ناخنهای کوتاه شده لزوم کمتری دارند که جویده شوند . سعی کنید که هر چند روز یک بار ناخنهایش را بگیرید و سوهان بزنید که حتی نتواند تکه های کوچک ناخن را به دندان بگیرد. ۲- منحرف کردن حواس در هنگام ناخن جویدن سعی کنید حواس کودک را در هنگام این عمل پرت کنید . از او کارهایی بخواهید که مجبور شود از انگشتانش استفاده کند مثل : درست کردن یک کاردستی یا کشیدن یک نقاشی. ۳- چسب زدن به روی انگشتان شما می توانید چسبهای زخم رنگی به روی دستانش بزنید. به یاد داشته باشید تهدید، تنبیه ، پاشیدن فلفل و دارو به روی انگشتان نه تنها تاثیری ندارد بلکه می تواند مشکلات را تشدید کند. مخصوصا بچه های کوچکتر نمی توانند دلیل اینکه انگشتانشان بدمزه است را بفهمند و این راه حل نمی تواند به آنها کمک کند. همینطور سعی کنید هرگز بچه ها را نترسانید به عنوان مثال اینکه اگر ناخنت را بخوری درخت ناخن در شکمت رشد می کند یا اینکه ممکن است بدون اینکه بداند انگشتش را بخورد زیرا کودک شما ممکن است این گفته های شما را به طور واقعی احساس کند. ۴- به دنبال علت بگردید شما بهتر است منتظر پاسخ کودکتان که چرا ناخن هایش را می جود نباشید و او را به خاطر انجام این عمل سرزنش نکنید. سعی کنید به دنبال علت باشید و توجه کنید که کودکتان در چه موقعیت هایی این عمل را انجام می دهد مثلا موقعی که می خواهد در مورد مسئله ی مهمی با شما صحبت کند و یا در هنگام تماشای فیلم های وحشتناک آیا از شما می ترسد و یا از مسئله ای واهمه دارد مثل مدرسه و امتحانات (در کودکانی که در سن مدرسه هستند) . جستجو کنید که چه چیزی باعث شده آرامش و امنیت او بهم بخورد. تلاش کنید آن را بیابید . این تلاش و کاوش شما برای پیدا کردن مشکل کودکتان و حل آن می تواند بزرگترین گام برای از بین بردن اختلال ناخن جویدن باشد. مقاله از خانم م. پورفخریان (کارشناس روانشناسی بالینی) برگرفته از سایت www.koodakan.org
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 اسفند1386ساعت 23:42 توسط کشمیری |
|
|
"دل به اوج بسپار و فرصت پرواز را از پرنده جان دریغ مدار که ذات انسان در فرا رفتن است که ظهور می یابد نه در فرو ماندن" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 17:9 توسط کشمیری |
|
|
حتماْ در برخورد با افراد مختلف ديده ايد که به گونه های مختلفی نظرات خود را بيان می کنند.عده ای نظرات خود را با احتياط و با تن پايين بيان ميکنند.عده ای به صورت غير مستقيم و عده ای نيز به صورت مستقيم و با صراحت نظرات خود را بيان می کنند. ممکن است در تعريف ابراز وجود اين جمله به نظر بيايد:فرآيندی که در آن با توجه به ويژگيهای شخصيتی،فرد نشان می دهد که چيست و کيست.در اينجا ابراز وجود به معنای اينست که فرد چگونه با موقعيتهای فشار زا از طرف محيط، برخورد می کند. هر کدام از ما در مقابل اتفاقاتی که در محيطمان است به گونه های مختلفی واکنش نشان می دهيم.درا ين ميان بعضی از افراد،مثلا وقتی که دوستشان حرف ناراحت کننده ای را به آنها می زنند،جواب نمی دهند يا اينکه صحبت او را می پذيرند.يا فردی که در معامله ای می داند که طرف مقابل دارد سر او کلاه می گذارد،هيچ نمی گويد و سريع از موضع خود عقب می نشيند و به صورت ناخودآگاه حتی از تجربه خود نيز استفاده نمی کند.احتمالا اين افراد برای اينکه نکند که فرد مقابل،از دست آنها ناراحت شود و او نيز بايد هميشه فردی باشد که ديگران از دستش راضی باشند،اينچنين رفتار می کنند.يا همين موضوع را مثلا می توان به ابراز نظر در مورد رفتار پدر و مادر،رئيس،يکی از اقوام،فروشنده،راننده تاکسی،همسر و ...تعميم داد.اينگونه طرز فکر،باعث می شود هميشه از علائق خود پا پس بکشيم و در نگرانی اينکه نکند اتفاق بدی بيفتد سير کنيم.اين افراد به مرور زمان اعنماد به نفس خود را از دست داده و خود را به صورت ناخودآگاه در اختيار ديگران قرار می دهند تا هر آنچه آنها می خواهند بشوند. اين به اين دليل است که عقيده دارند که آدم خوب،آدمی است که ديگران از دستش ناراحت نشوند. به نظر شما تا کجا می توان اينگونه پيشرفت؟مطمئنا زمانی می رسد که ديگر طاقت شنيدن و هيچ نگفتن،يا ضرر کردن چند هزار يا چند ميليونی را نخواهيم داشت.شايد در اينگونه مواقع بهتر باشد،تعريف خود را از خوب و بد تغيير دهيم.يادمان باشد که ديگران از آدم خوب هم، به خاطر اينکه از حق خودش دفاع می کند ناراحت می شوند.اين دليل بر بد بودن نيست.کم کم و از جاهايی که می دانيم بهتر می توانيم شروع کنيم،سعی کنيم ناراحتی خود را(مثلا)از رفتار دوستمان بيان کنيم.به او بگوييم:فلانی،اگر ميشه در مورد حرفت بيشتر توضيح بده،چون اين حرفت منو ناراحت کرد.وقتی اين کار را امتحان کنيد خواهيد ديد،که به سرعت خود را جمع و جور خواهد کرد.بعد اين کار را به جاهايی که بيشتر خود را مجبور کرده ايد که تاکنون سختی بکشيد،منتقل کنيد.اين کار باعث خواهد شد از خود احساس رضايت کرده و اعتماد به نفس شما نيز بالا رود.ضمن اينکه هر اتفاقی شمارا ناراحت نخواهد کرد چراکه شما ياد گرفته ايد که با آن مقابله کنيد.کافيست کمی با تغيير فکر،شجاعت را تمرين کنيد.مطمئن باشيد هيچ آسيبی به شما وارد نمی شود. « نمی توان هم به خدا اعتقاد داشت و هم ترسيد.»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 21:28 توسط کشمیری |
|
|
کسانی که مأموریت نجات دیگران را به عهده دارند ، غالباْ «ترحم» را با عشق اشتباه می گیرند. باربارا دی آنجلیس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 23:55 توسط کشمیری |
|
|
" اگر چیزی را می خواهی، آن را ببخش" احمقانه به نظر می رسد. این طور نیست؟ اما حقیقت این است که برای بیشتر بدست آوردن هر چیز باید بخشی از آن را ببخشیم. کشاورزی که دانه های بیشتر می خواهد باید بخشی از دانه های خود را به زمین ببخشد. وقتی لبخند کسی را می خواهید باید لبخند خود را ارزانی کنید. اگر عشق می خواهید باید عشق بورزید. اگر کمک دیگران را می خواهید باید به آنها کمک کنید. اگر می خواهید مشت بخورید باید به کسی مشت بزنید و اگر می خواهید مردم به شما پول بدهند ، بخشی از پولتان را به دیگران بدهید. در این باره فکر کنید : اگر وابستگی باعث تعویق رویدادهای خوب در زندگی می شود عکس این مطلب هم درباره عدم وابستگی مصداق پیدا می کند و عدم وابستگی یعنی اینکه بخشی از آن چیزهایی که برای مان ارزش دارند ببخشیم. مطمئن باشید هرچه را که ببخشید به سوی شما باز می گردد. بعضی ها به من می گویند "من تمام زندگی ام را داده ام و در ازایش هیچ چیز به دست نیاورده ام" من تصور نمی کنم که اینگونه افراد چیزی را بخشیده باشند ، آنها معامله کرده اند و این خیلی فرق دارد. تکلیف ثروتمندان خسیس پیری که هرگز چیزی به کسی نبخشیده اند چیست؟ تا به حال چند بار داستان هایی مثل این شنیده اید: " پیرمرد خسیس دله دزدی که با نان خالی زندگی می کرد در حالی از دنیا رفت که یک میلیون دلار زیر تخت خوابش جاسازی کرده بود " . حال این سوال مطرح می شود که " اگر برای بدست آوردن پول ،بخشش لازم است ، این پیرمرد چگونه بدون بخشیدن به ثروت رسیده است؟ " مسئله اینجاست که موجودی حساب بانکی هیچ کسی معیار وفور و فراوانی زندگی اش نیست . وفور و فراوانی آن چیزی هست که در جریان زندگی به گردش می افتد. سعادت و خوشبختی ، جریان ابدی "بخشیدن و بدست آوردن" است. اگر در بانکهای سوئیس ، سپرده هنگفتی داشته باشید ولی از آن استفاده نکنید این سرمایه هرگز شما را ثروتمند نمی کند . از نظر قانونی این سرمایه از آن شماست اما واقعیت این است که شما چیزی در ازای آن دریافت نمی کنید و این پول درست مانند پولی که متعلق به دیگری است دردی از شما دوا نمی کند . پس قانون "بخشیدن و بدست آوردن" حتی در اینجا هم صادق است. خلاصه کلام راه و رسم بخشیدن ، بخشش بدون چشمداشت است . اگر در ازای آنچه که می بخشید توقعی داشته باشید در واقع وابسته به آن پاداش هستید و هنگامی که وابسته باشید اتفاق خاصی روی نمی دهد. آیا باید از دارایی و ثروت های مادی خود لذت ببریم؟ قطعاْ!! اما اول اطمینان پیدا کنید که شما مالک آن هستید و نه بالعکس . برگرفته از کتاب : آخرین راز شاد زیستن اثر : اندرو متیوس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 23:34 توسط کشمیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کشمیری هستم دانشجوی رشته
روان شناسی دانشگاه پیام نور بهشهر . امیدوارم با ساختن این وبلاگ بتوانم اطلاعاتی که در زمینه روانشناسی به دست می آورم را به نظر شما عزیزان برسانم . |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |