تبليغاتX
سیری در روان شناسی
مروری بر روان شناسی...


«هيچ گاه هماورد و دشمن خويش را کوچک مپندار چون او بهترين دوست توست او انگيزه پيشرفت و پويش مي دهد » 

ارد بزرگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 بهمن1388ساعت 23:41  توسط کشمیری  | 

 

 زن نمی دانست که چه بکند؛ خلق و خوی شوهرش از این رو به آن رو شده بود قبل از این می گفت و می خندید، داخل خانه با بچه ها خوش و بش می کرد اما چه اتفاقی افتاده بود که چند ماهی با کوچکترین مسئله عصبانی می شود و سر دیگران داد و فریاد می کند؟ آن مرد مهربان و بذله گو الآن به آدمی ترسناک و عصبی مزاج تبدیل شده است. زن هر چه که به ذهنش می رسید و هر راهی را که می دانست رفت اما دریغ از اینکه چیزی عوض شود. روزی به ذهنش رسید به نزد راهبی که در کوهستان زندگی می کند برود تا معجونی بگیرد و به خورد شوهرش دهد، شاید چاره ای شود ! از اینرو بود که زن راه سخت و دشوار کوهستان را پیش گرفت و بعد از ساعتها عبور از مسیرهای سخت، خود را به کلبه ی راهب رساند، قصه ی خودش را به او گفت و در انتظار نشست که ببیند چه معجونی را برایش می سازد


راهب نگاهی به زن کرد و گفت : چاره ی کار تو در یک تار مو از سبیل ببر کوهستان است !!! … ببر کوهستان ؟! … آن حیوان وحشی؟ !! راهب در پاسخ گفت بله هر وقت تار مویی از سبیل ببر کوهستان را آوردی چیزی برایت می سازم که شوهرت را درمان کند. و زن در حالتی از امید و یاس به خانه برگشت. نیمه شب از خواب برخاست. غذایی را که آماده کرده بود، برداشت و روانه ی کوهستان شد آن شب خود را به نزدیکی غاری رساند که ببر در آن زندگی می کرد از شدت ترس بدنش می لرزید اما مقاومت کرد. آن شب ببر بیرون نیامد. چندین شب دیگر این عمل را تکرار کرد هر شب چند گام به غار نزدیکتر می شد تا آنکه یک شب ببر وحشی کوهستان غرش کنان از غار بیرون آمد اما فقط ایستاد و به اطراف نگاهی کرد.


باز هم زن شبهای متوالی رفت و رفتهر شبی که می گذشت آن ببر و زن چند گام به هم نزدیکتر می شدند. این مسئله چهار ماه طول کشید تا اینکه در یکی از آن شبها، ببر که دیگر خیلی نزدیک شده بود و بوی غذا به مشامش می خورد، آرام آرام نزدیکتر شد و شروع به غذا خوردن کرد … زن خیلی خوشحال شد. چندین ماه دیگر اینگونه گذشت. طوری شده بود که ببر بر سر راه می ایستاد و منتظر آن زن می ماند زن نیز هر گاه به ببر می رسید در حالی که سر او را نوازش می کرد به ملایمت به او غذا می داد، هیچ سرزنش و ملامتی در کار نبود هیچ عیب جویی، ترس و وحشتی در میان نبود و هر شب آن زن با طی راه سخت و دشوار کوهستان برای ببر غذا می برد و در حالی که سر او را در دامن خود می گذاشت، دست نوازش بر مویش می کشید چند ماه دیگر نیز اینگونه گذشت تا آنکه شبی زن به ملایمت تار مویی از سبیل ببر کند و روانه ی خانه اش شد


صبح که شد، شادمان به کوهستان نزد آن راهب رفت تار موی سبیل ببر را مقابل او گذاشت و در انتظار نشست. فکر می کنید آن راهب چه کرد ؟ نگاهی به اطرافش کرد و آن تار مو را به داخل آتشی انداخت که در کنارش شعله ور بود !! زن، هاج و واج نگاهی کرد در حالی که چشمانش داشت از حدقه بیرون می زد ماند که چه بگوید !! راهب با خونسردی رو به زن کرد و گفت : ” مرد تو از آن ببر کوهستان، بدتر نیست، توئی که توانستی با صبر و حوصله، عشق و محبت خودت را نثار حیوان کوهستان کنی و آن ببر را رام خودت سازی، در وجود تو نیرویی است که گواهی می دهد توان مهار خشم شوهرت را نیز داری، پس محبت و عشق را به او ببخش و با حوصله و مدارا خشم و عصبانیت را از او دور ساز


k-kashani.blogfa.comبرگرفته از                                                                                          


+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 18:28  توسط کشمیری  | 

از شما دعوت می کنیم در یک مطالعه علمی مختصرشرکت فرمایید،این پژوهش با هدف بررسی عادات شمارش با دست طراحی شده است.این بررسی شامل 20 پرسش است که پاسخ به کل پرسشنامه برخط(آنلاین) بیش از سه دقیقه طول نمی کشد.

این تحقیق بدون نام است و در آن هیچ اطلاعاتی در باره هویت شما جمع آوری نمی شود.

از مشارکت شما در این مطالعه کمال تشکر را داریم

به منظور بررسي عادات شمارش با دست در آزمودني هاي ايراني تحقيقي توسط پروفسور اوليور ليندمن(Oliver Lindemann) از انستيتو داندرز، دانشگاه ردبود – هلند و پروفسور مارتين فيشر(Martin Fischer) از دانشكده روان شناسي دانشگاه داندي – انگليس و دكتر احمد علي پور از گروه روان شناسي دانشگاه پيام نور در حال انجام است.

پاسخ به پرسشنامه را شروع کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 17:0  توسط کشمیری  | 

 

اگر با دیدن رنگین کمان می ایستی و به زیبایی آن خیره می شوی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر بارانی که بر سقف اتاقت میبارد به تو شهد آرامش می چشاند ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر با پیام  غیرمنتظره ای خوشحال و شگفت زده می شوی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر به طلوع و غروب آفتاب خورشید بنگری و بخندی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر از درد و رنج دیگران ناراحت و پردرد می شوی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر زیبایی رنگ های  گل کوچکی را درک کنی ،  بدان که هنوز امیدواری !

اگر با سختی ها روبرو می شوی و می جنگی  بدان که هنوز امیدواری !

اگر آرامش بعد از طوفان دریا را دیده باشی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر لبخند کودکی ، قلبت را شاد می کند ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر با نگاهی به گذشته لبخند بزنی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر خوبی های دیگران را می بینی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر لذت پرواز پروانه را درک کنی ، بدان که هنوز امیدواری !

اگر به فکر آرامش هستی ،  بدان که هنوز امیدواری !

اگر به بهار فکر می کنی ، بدان که هنوز امیدواری !

و بالاخره

«اگر کلمه امید هنوز مفهوم خود را نزد تو از دست نداده و به آن می اندیشی ، پس بدان:

 هنوز امیدواری و وجودت پر از زیبایی است و هرجا که بروی با خود نور و برکت میبری»

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 12:52  توسط کشمیری  | 

                                                        

   خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات غیر قابل جبران به طرفین می شـود، بلـکه اعتماد و اطـمیـنان کسـی كه مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیـگر از بین خواهـد برد. مـعمولا نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می شود ولی در کل هیچ عذری  برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دروی نـمود.




 

 
در زیر برخی از دلایل خیانت زنان را می خوانید :

1-فساد اخلاقی
فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود این عمل ناپسند انجام گيرد.

2-خیانت شوهر
اگرچه همه زنان برای انتقام جویی از هـمسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی اکثرا'' احساس می کنند حال که مورد خیـانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله بـه مثـل می باشند. برخی تصور می کنند بایـد طعم تلخ دارویی که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.

3-ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری
  زنـان مـعمـولا وقـتـی مـورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند ممکن است دچار انحراف شوند. شاید او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟

4-تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری شوهر
او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع براه می اندازد، کمتر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است.

5-دیدگاه اشتباه
برخی مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان یک ''شریک جنسی'' نگاه می کنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطـلـع نیــستـنـد که ایـن امـر مـوجـب ميـشود به امـور دیـگر نپرداخته و مسـیر اصـلی زنــدگی را منـحرف مـی سازند و درنـتـیجه سـرشکـسـتگی و پوچگرایی را برای همسر خود به ارمغان خواهندآورد که این نیز فکر ''نادرست'' خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

6-عدم توجه و بی اهمیتی توسط شوهر
تنها چیزی که می توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگامیکـه تغییری در آنها بوجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت اینکار را بکشد!!!

7-مورد غفلت واقع شدن
او احساس می کنـد کـسی که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احساس تنهایی می کند چراکه هرگاه همسر خود را می طلبد با پاسخ منفی مواجه می شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمی کند.

8-پول و وضعیت اقتصادی
با کمال تاسف برخی از زنان بدلیل اینکه شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند که این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان براحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

9-ارضا نشدن جنسی
مشکل برطرف نـشدن نـیاز جنـسی هـم از جمله مواردی است کـه گـاهـی توسل به پدیده نکوهیـده خـیانت را در برخی زنان موجب می شـود. امـروزه با پـیـشـرفـت علـم پزشکی بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان براحتی قابل درمان می باشد.
 
10- ماجرا جویی و حسادت
به نظر می رسـد پـست تـرین دلیـل بـرای انـجام خیـانت حس ماجرا جویی و برانگیخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان دیـگر مـیـبـاشـد. ایـن نـوع انگیزه ها معمولا در زنانی که به نوعی دارای مشکلات و کمبودهـای روانـی در زندگی می باشند دیده شده و خوشبختانه دارای تعداد بسیار اندک است.



نتیجه: خیانت به هر صورتی که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی

+ نوشته شده در  شنبه 9 آذر1387ساعت 12:52  توسط کشمیری  | 

می گویند بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:

 کودك كه بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم . در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اینك كه در آستانه مرگ هستم می فهمم كه اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم ، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم....

+ نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت 13:45  توسط کشمیری  | 

 

نگاهت را متوجه درون کن به اعماق وجودت بنگر یاد بگیر اول خودت را بشناسی

(زیگموند فروید)

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 11:55  توسط کشمیری  | 


بسیاری از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

قانون ارتباطی 1:

به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.

قانون ارتباطی 2:

تا جایی که امکان دارد از کلمات "همیشه و هرگز" استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: "هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی" واژه‌های "هرگز و همیشه" بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.

قانون ارتباطی 3:

رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.



ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید "نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خوب ادامه بده" و یا اینکه بگویید :"می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت می‌کنی" در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.

قانون ارتباطی 4:

حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید "دانیل بی‌وایل"، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

قانون ارتباطی 5:

از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

"تو می‌خواستی مرا مجازات کنی"

"تو دوستان مرا نمی‌پسندی"

"تو از مسئولیت فرار می‌کنی"

می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم"

عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه "ذهن خوانی" مبین ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.

منبع: www.farstak.com

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 1:6  توسط کشمیری  | 

 

و خداوند: دیگر پیامبری نخواهم فرستاد از آن گونه که شما انتظار دارید, اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند اگر بدانید حتی با آواز پرندگان نیز می توان رستگار شد.
                                          

                                                                                                                           فروید

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 9:49  توسط کشمیری  | 

 

تا چیزی را نپذیریم نمی توانیم تغییرش دهیم.    "کارل یونگ"  

                           

تنفر چیز خوبی نیست. وقتی از چیزی تنفر داشته باشیم به گونه ای نامرئی به آن متصل می مانیم و این اتصال ، باعث ماندگاری موضوع تنفر می شود.

   مثال: فرض کنید که مقروض هستید و از بدهکاری تنفر دارید. با این شرایط بهبود بخشیدن به وضعیت مالی ، کار آسانی نیست. شما انرژی فراوانی را صرف نشان دادن تنفرتان از قرض می کنید: "من دارم درجا می زنم"،"من غرق شده ام"و... اما راه خروج از قرض و بدهکاری این است که واقعیت موجود را بپذیریم و بدون آشوب و اضطراب ُراهی برای خروج پیدا کنیم. پذیرفتن واقعیت موجود به معنی"تسلیم شدن" نیست بلکه به معنی درک واقعیت است.

با عصبانی شدن و دعوا کردن راه به جایی نمی برید. برای غلبه کردن بر چیزی که دوستش ندارید ابتدا باید به جای مقاومت کردنُ آن را بپذیرید و آنگاه چیزی مثبت را جایگزینش کنید.

 برگرفته از کتاب رازشادزیستن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 0:29  توسط کشمیری  |